تبليغاتX
آنچه مدیران باید بدانند
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 14:23 |

يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می‌گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود، بی‌اختيار ايستادم مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می‌کوشد مرا مجذوب کرده بود مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه‌های بغل، راهش را گرفت و رفت، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد. رفتار وی گيجم کرد. به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت: من کارگر کارخانه‌ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است دلم نمی‌خواهد اتومبيلی را که ما ساخته‌ايم کثيف و نامرتب جلوه کند.

يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه‌ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد؟ " جواب داد: اين کار به من اين احساس را می‌دهد که شخص مفيدی هستم، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می‌کردند. مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي‌كردند. در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه‌اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي‌شد‌، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی‌آمد دلش براي همکاران‌، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي‌كرد تنگ مي‌شد‌. مسئول، وقتي مي‌خواست كاري را به كسي بسپارد، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام مي‌داد وقتي مطمئن مي‌شد وي آن كار را ياد گرفته است مي‌پرسيد: بروم ؟ و سپس مي‌رفت.آنها هيچ‌وقت نمي‌گفتند بيا اين كار را انجام بده‌، مي‌گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي‌گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم مديران سعی می‌کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند. مثلا مدير وقتي مي‌ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي‌بست و آنجا را جارو مي‌كرد. در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي‌كردند. هيچكس از صاحب كارش نمي‌ترسيد. همه سعي مي‌كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي‌ترسيدند كه كارشان خراب شود و ديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است. اگر كاري خراب مي‌شد مدیر داد و فرياد راه نمي‌انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي‌كرد، بلكه براي او به آرامي شرح مي‌داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي‌دادي؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي‌كرد و كارش را خوب انجام مي‌داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي‌دادند. اين باعث مي‌شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

زماني براي صحبت كردن و ارتباط با كارگر در نظر گرفته مي‌شد سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي‌زد تا روحياتش را بهتر بشناسد كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي‌كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند. وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي‌گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي‌گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي‌دادند محيط را ترك كنند، مي‌ماندند تا كار را به اتمام برسانند. صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم، يا كارخانه‌ام را به كار نمي‌برد. آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه‌مان را به كار مي‌بردند. وقتي سودي وارد كارخانه مي‌شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي‌شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي‌شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي‌يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي‌رود. لذا همه دست به دست هم تلاش می‌کنند. دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است. آنها تعطيلاتي دارند به اسم «گلدن ویک» که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است. مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی، همه کارگران را جمع می‌کنند و می‌روند بیرون، جشن کوچکی می‌گیرند و وقتی می‌خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدردانی می‌کنند و این حسن نیت باعث می‌شود که حتی خارجی‌ها هم برای آنها خوب کارکنند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

با آنکه در شرکت‌های توليدی ژاپن، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی )، که اين قسمت نبض هر کارخانه است، هر فردی سعی می‌کند کنترل کننده کار فرد قبلی باشد لذا همه سعی می‌کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند کارگری که قطعه‌ای را توليد می‌کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می‌کند. اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی‌ترسد بلکه چون می‌داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می‌گيرد مجددا کنترل می‌کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می‌دهد، سعی می‌کند کار را به بهترین شکل انجام دهد. در واقع در خط توليد، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر و مشرف به مناظر طبیعی احداث می‌شود و ناهارخوری را هم در قسمت فوقانی و دارای چشم انداز بنا می‌کنند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

در آنجا از کارکنان می‌پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم. مسئولین در آنجا ادعا نمی‌کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره‌وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می‌شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می‌شود

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه‌ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد، سريع به صاحب کار اطلاع می‌دهد صاحب‌کار، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می‌دهد. آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می‌رساند تا عذرخواهی وجبران کند .

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

هیأتي برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند آنها تعریف می‌کنند که: ما با مشاهده خطوط تولید، نظم وانضباط حاکم، روش کار، نحوه تولید، و... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم. اما مدرس ما به ما گفت: فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد. شما باید چیزی ورای آنچه می‌بینید، را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

ژاپنی‌ها گرايش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند. هنگامی که از آنان پرسيده شود شما کی هستيد؟ در پاسخ به ترتيب نام خود و نام شرکت يا سازمانی که در آن کار می‌کنند را خواهند گفت حتی يک استاد دانشگاه که اقتصاددان است، خواهد گفت: من استاد دانشگاه توکيو هستم. ژاپنی‌ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می‌پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد. هنگامی که در آمد شرکت ناچيز باشد، آنان به افزايش دستمزد اندک تن خواهند داد، زيرا آنان خوب می‌دانند که اگر شرکتشان نتواند به دليل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست يابد، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد يافت .

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 10:18 |

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 9:1 |

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 8:50 |

اغلب، تاثیرات مثبت دوره‌های آموزشی بعلت نبود حمایت های لازم جهت بهره گیری از فراگیری، محومی شود. هیچ سازمانی برای سرگرمی کارکنان خود را روانه کلاس های آموزشی نمی‌کند. انتظار می‌رود آموزش بر توانمندی کنونی یا آتی فرد در کمک به سازمان تا حد زیادی تاثیر گذارد.

  کسب ارزش از آموزش امری جادویی نیست. شما با بهره گیری از یک سری اصول می‌توانید تغییراتی را که آموزش برای شما و کارکنانتان در محل کار به ارمغان می‌آورد، تضمین نمایید .

نخست، آموزشی که به ارزش منجر می‌شود، تمایل به ادغام و یکپارچگی با سایر سیستم‌های مدیریتی دارد. به عبارت دیگر، اقدامات و تصمیم‌های آموزشی با توجه به عملکرد سیستم‌های مدیریتی، فرآیند‌های برنامه‌ریزی راهبردی، و پروژه‌های توسعه شغلی انجام می‌گیرد. آموزش بایستی چهارچوب‌های برنامه‌ریزی شده را رعایت نماید. از این رو، مشخصا" با نتایج محل کار ارتباط دارد. چنانچه از آموزش بعنوان یک پاداش استفاده شود، یا اهداف آن برای کلیه افرادی که آموزش به آنها مربوط می‌شود، شفاف و روشن نباشد، تاثیر مثبتی در بر نخواهد داشت.

دوم، آموزشی که منجر به ارزش می‌شود دارای سه مشخصه می‌باشد: تدوین برنامه ، اجرای برنامه و پیگیری، که مشخصه سوم از همه مهمتر می‌باشد. مکانیزم‌ها باید در جای خود باشند تا موجب تقویت کوشش و تلاش فراگیر برای اجرا آنچه آموخته است، شود.

سرانجام، برای اینکه آموزش منجر به افزایش ارزش شود باید به فراگیران کمک نمود تا از آموخته‌هایشان استفاده کنند بنابراین، کسب ارزش از آموزش مستلزم یکپارچگی، برنامه‌ریزی و پیگیری است. هر چند کسب ارزش مسولیت مشترکی است بر دوش فراگیران و مدیر، اما مدیر در ایجاد شرایطی که آموزش در آن به افزایش ارزش منجر گردد، نقش کلیدی دارد

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 16:25 |

دفتر مديران بسيار شبيه مدينه فاضله افلاطون است: وسيع و فراخ، همه چيز سر جاي خود و بركنار از هياهوي دنياي واقعي. اين چيز خوبي است، اصلاً‌ دنياي واقعي، جاي شلوغ و گيج‌كننده‌اي است. وقتي ديگراني وجود دارند كه مشتاقند به آن‌ها بگويند بيرون چه خبر است، چرا بايد مديران اجازه دهند جزئيات اجرايي بي‌اهميت، افكار مهم راهبردي آن‌ها را دچار وقفه سازند؟ اين ديگران، بي‌دردسر و آماده، بازخورد لزوم را براي هضم مديران كم‌حوصله مهيا مي‌سازند!

پيتر‌دراكر ايده بهتري دارد. او می گوید فرماندهان نظامي تحصيل كرده هيچگاه به گزارش‌هاي رسيده از ميدان نبرد اكتفا نمي‌كنند. در عوض خود مي‌روند و مي‌بينند. مديران نيز بايد بروند و بنگرند: بازار را، مشتريان را، رقبا را و محصول را. اين بهترين راه براي دريافت بازخورد دقيق از تصميمات و فهميدن اين مسئله است كه فرضيات مبناي تصميماتشان مانند سايه‌هاي روي ديوار غيرقابل اعتماد هستند.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 16:13 |

تنها چيزي كه احتمال اشتباهي ديگر به جاي انجام كار درست را افزايش مي‌دهد، پافشاري لجوجانه بر يك اشتباه است. گزينه‌اي را انتخاب مي‌كنيم، تصميم مي‌گيريم و فرايندي را طرح‌ريزي مي‌كنيم. سپس متوجه مي‌شويم انتخاب، تصميم و طرحمان اشتباه بوده است. چه بايد كنيم؟

زماني كه گزينه بهتري نمايان مي‌شود، عاقلانه است جلوي زيان را بگيريم و (طبق قاعده بازي) به خانه شروع برگرديم. اما اغلب به جاي آن روي گزينه‌اي كه انتخاب كرده‌ايم، اصرار مي‌ورزيم. علت آن است كه هزينه‌هاي انجام شده ما را تحت تاثير قرار مي‌دهند: زمان و پولي كه صرف كرده‌ايم، برنمي‌گردند.

دلبستگي به گذشته نبايد بر تصميم‌هاي آينده تاثير گذارد. ديويد فريدمن خاطرنشان مي‌سازد: «اشتباه كردن و نپذيرفتن آن، ضرر مضاعفي به شما مي‌زند.» اين واقعيت به ويژه وقتي مصداق مي‌يابد كه سرمايه‌گذاري سنگين باشد. «اصرار ابلهانه، شبحي ترسناك براي مدیریت کلان است

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 15:57 |

كاركنان همواره گوش به زنگ اعتماد‌پذيري مديرانشان هستند. هنگامي كه اين علامت مثبت را ببينند، سخت‌تر كار خواهند كرد، ايده‌هاي بهتري ارائه خواهند داد و بيشتر با سازمان خواهند ماند و هنگامي كه علائم مغشوش دريافت كنند كارايي و وفاداري آنها رو به زوال خواهد گذاشت.

برخي از صاحبنظران مديريت بر اين باورند كه به دليل موشكافي و تفسير دائم کارکنان، حتي گفته‌هاي جزئي و به ظاهر بي‌اهميت مدیران هم مي‌توانند اثر‌گذار باشند. براي يك مدیر«چيزي به عنوان گفت و گو غيررسمي وجود ندارد» توجه داشته باشيد كه نمي‌توانيد همه گفته‌های خود را مديريت نماييد. حتي اگر نيت‌تان خالص و عملكردتان بي‌نقص باشد، نبايد تعجب كنيد كه گفته‌هاي خيرخواهانه و بي‌غرض شما مورد تعبير و تفسيرهاي عميق قرار گيرد و معاني متفاوتي از آنها برداشت شود. اگر سعي كنيد منظورتان را بخصوص در مواقع بحران، خيلي شفاف و منطقي بيان كنيد و از موقعيتهاي سخت نگريزيد، خواهيد توانست اعتماد و اطميناني را كسب كنيد كه براي موفقيت نياز دارید

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 15:40 |

چگونگي برقراري ارتباط مناسب، نقل داستان فيل در تاريكي است. مدیران فكر مي‌كنند حرف‌هايشان روشن و متقاعد كننده است. اما کارکنان هرطور دلشان مي‌خواهد، فكر مي‌كنند. افكار کارکنان از ايده‌هاي از پيش موجود، تداعي‌ها و فرضيه‌هايي تاثير مي‌پذيرد كه در مغزشان جرقه مي‌زند. با اين حال اصرار داريم پياممان به همان صورتي كه مي‌خواهيم، دريافت ‌شود. به کارکنان دستور مي‌دهيم و انتظار داريم قدم رو بروند. وقتي زيگزاگ مي‌روند يا تلوتلو مي‌خورند، خيلي تعجب مي‌كنيم. برخي از صاحبنظران مدیریت معتقدند سوء ارتباط، واقعيت عيني را مخدوش مي‌كند. بهترين استراتژي براي شروع يك ارتباط، آمادگي براي سوء‌ تفاهم و اصرار نداشتن به درستي برداشت خود است. گاهي آنچه شنونده مي‌شنود از آنچه شما مي‌گوييد، جالب‌تر است!

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 15:33 |

 

1)     شغل و یا محیط کار به شکلی كه ما انتظار داریم نباشد.

2)     با شغل احساس تناسب نکنیم.

3)     مافوق ما در نقش مربی ظاهر نشده و حرفها و رفتاری که موجب بهبود ما شود نزده و از خود نشان ندهد.

4)     رشد و پیشرفت ما بسیار اندک باشد.

5)     احساس مورد توجه قرار نگرفتن و ارزیابی نادرست، به صورتی که حق ما بیش از آن بوده، به ما دست دهد.

6)     از بابت حجم کاری زیاد و بروز عدم توازن در کار و زندگی دچار تنش و استرس شویم.

7)     به مافوق و مدیران ارشد سازمان بی اعتماد و بدبين شویم.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 14:46 |

اين ابزار به منظور كمك شما در اندازه‌گيري ميزان همسويي و يكپارچگي گروه‌هاي فروش و بازاريابي تهيه شده است. از روساي بخش فروش و بازاريابي خود و نيز كاركنانشان بخواهيد هر يك از عبارات زير را بر اساس مقياس يك تا پنج ارزش‌گذاري كنند. نتايج حاصل را جمع بزنيد و با استفاده از كليد امتياز‌دهي، نوع رابطه موجود ميان فروش و بازاريابي در شركت خود را تعيين كنيد. هر چه امتياز شركت شما بالاتر باشد، رابطه يكپارچه‌تري ميان اين دو حوزه برقرار است.

سوال

به‌شدت مخالف1

مخالف

2

بي‌نظر

3

موافق

4

به‌شدت موافق5

ارقام فروش ما معمولا به پيش‌بيني‌هاي فروش نزديك است.

 

 

 

 

 

اگر كارها به درستي پيش نرود يا نتايج نااميد كننده باشد، هيچ يك از دو مورد حوزه ديگري را سرزنش نخواهد كرد.

 

 

 

 

 

كاركنان بازاريابي اغلب طي فرايند فروش با مشتريان كليدي ملاقات مي‌كنند.

 

 

 

 

 

بازاريابي مصرا درخواست مشاركت فروش در تهيه پيش‌نويس برنامه بازاريابي را دارد.

 

 

 

 

 

كاركنان فروش ما باور دارند اطلاعات جانبي ارائه شده توسط بازاريابي، ابزاري ارزشمند براي كمك به آنها در فروش بيشتر است.

 

 

 

 

 

كاركنان فروش داوطلبانه در ارائه بازخورد مورد نياز بازاريابي همكاري مي‌كنند.

 

 

 

 

 

در اين شركت زبان مشترك ميان فروش و بازاريابي قوي است.

 

 

 

 

 

روساي فروش و بازاريابي به طور منظم با يكديگر در خصوص موضوعات بالادستي مانند خلق ايده، حس كردن بازار و استراتژي توسعه محصول جلسه دارند.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي براي تعريف رفتار خريد در يك بخش بازار با يكديگر همكاري نزديك دارند.

 

 

 

 

 

وقتي فروش و بازاريابي با يكديگر ملاقات دارند، لزومي به صرف وقت زياد براي حل اختلاف و مديريت بحران وجود ندارد.

 

 

 

 

 

روساي فروش و بازاريابي براي برنامه‌ريزي تجاري محصولات و خدماتي كه ظرف دو يا چند سال به بازار معرفي نمي‌شوند با يكديگر همكاري دارند.

 

 

 

 

 

ما معيارهاي مشتركي را براي تعيين ميزان موفقيت فروش و بازاريابي به‌كار مي‌گيريم.

 

 

 

 

 

بازاريابي در تعريف و اجراي استراتژي فروش در برابر مشتريان كليدي خاص مشاركت فعال دارد.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي فعاليت‌هايشان را با استفاده از قيف‌هاي كسب و كار و فرايند‌هايي مديريت مي‌كنند كه به طور مشترك طراحي كرده‌اند و زنجيره كسب و كار از حس اوليه بازار تا خدمات مشتري را در بر مي‌گيرد.

 

 

 

 

 

بازاريابي، مشاركت مهمي در تحليل داده‌هاي قيف فروش و استفاده از اين داده‌ها براي بهبود قابلين پيش‌بيني و اثربخشي قيف دارد.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي از فرهنگ قوي « با يكديگر اوج مي‌گيريم يا با هم سقوط مي‌كنيم» برخور دارند.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي به يك مدير ارشد مشتري، مدير ارشد درآمد يا فردي واحد در همان سطح سازماني (مديريت ارشد) گزارش مي‌دهند.

 

 

 

 

 

تبادل افراد ميان فروش‌وبازاريابي قابل‌توجه است.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي به طور مشترك برنامه‌هاي آموزشي، وقايع تجاري و فرصت‌هاي يادگيري را براي كاركنان خود تامين مي‌كنند.

 

 

 

 

 

فروش و بازاريابي فعالانه در تهيه و ارائه برنامه‌هاي يكديگر براي مديريت ارشد مشاركت دارند.

 

 

 

 

 

جمع

 

 

 

 

 

جمع كل

 

 

 

امتيازدهي

20 تا 39 تعريف‌نشده

60 تا 79 هم‌سو

40 تا 59 تعريف‌شده

80 تا 100 يكپارچه

 

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 13:35 |

 

 

سؤال

به ندرت

 خير

معمولاً

 بله

1

آيا دوست داريد شانس خود را امتحان كنيد؟ (خطرپذيري)

ــــــــــــــــ

Í

2

آيا مدرسه يا دانشگاه را دوست داريد؟ (علاقمندي به يادگيري)

ــــــــــــــــ

Í

3

آيا دوست داريد در شغلتان خودتان تصميم‌گيري كنيد؟ (استقلال‌طلبي، مسئوليت‌پذيري)

ــــــــــــــــ

Í

4

آيا خيلي زود حوصله‌تان سر مي‌رود؟ (بي‌صبري)

ــــــــــــــــ

Í

5

آيا شما كم خواب هستيد؟ (پرانرژي بودن، مديريت زمان)

ــــــــــــــــ

Í

6

آيا به هنگام مواجهه با چيزهايي كه دوست داريد، احساس مي‌كنيد كه انرژي خاصي در شما جريان پيدا كرده است؟ (پرانرژي و كارآمد بودن)

ــــــــــــــــ

Í

7

آيا كارهايي را كه شروع مي‌كنيد به اتمام مي‌رسانيد؟ (مصمم بودن)

ــــــــــــــــ

Í

8

آيا حاضريد به خاطر هيجاني كه كارهاي پرمخاطره دارند ريسك كنيد؟ (خطرپذيري)

ــــــــــــــــ

Í

9

آيا قبل از شروع هر كاري برنامه‌ريزي مي‌كنيد؟ (هدفمندي، مديريت)

ــــــــــــــــ

Í

10

آيا هميشه نگران هستيد كه ديگران در مورد شما چه فكر مي‌كنند؟ (اعتماد به نفس)

Í

ــــــــــــــــ

11

آيا اينكه از كسي بخواهيد كاري را براي شما انجام دهد براي شما سخت است؟ (رهبري)

ــــــــــــــــ

Í

12

آيا از اينكه كاري را انجام دهيد تا ثابت كنيد كه مي‌توانيد، لذت مي‌بريد؟ (علاقه به موفقيت)

ــــــــــــــــ

Í

13

آيا شما فردي هستيد كه مرتباً در مورد ايده‌هاي نو فكر مي‌كنيد؟ (خلاقيت)

ــــــــــــــــ

Í

14

آيا از پرداختن به جزئيات لذت مي‌بريد؟ (بي‌صبري)

Í

ــــــــــــــــ

15

آيا به نظر شما امنيت شغلي جزء ضروريات است؟ (اعتماد به نفس)

Í

ــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 13:5 |

در اينجا ساعات كاري به سه دسته تقسيم مي‌شود و نشان دهنده ميزان زماني است كه كارگران و مستخدمين در سرتاسر جهان بايد بطور فعال كار كنند.اولين مورد مربوط است به افراد شاغلي كه تعداد ساعات كمي را در هفته كار مي كنند(كسانيكه تعداد ساعات كاري آنها نصف ساعت كاري معمول مي‌باشد). دومين مورد مربوط به كساني است كه معمولا تعداد ساعت كاري آنها بيشتر از ميزان ساعت كاري ديگر افراد است (در اينجا 40 ساعت در هفته).سوم ،ميانگين سالانه ساعات كاري براي هر فرد مي‌باشد. اين شاخص در هر جا كه امكان داشته باشد بصورت مجزا اطلاعاتي در مورد زنان و مردان آورده است.

درصد زنان و مرداني كه بيش از 40 ساعت در هفته كار مي‌كنند در كشورهاي مختلف متفاوت است، اما در اكثر كشورها، مردان نسبت به زنان بيشتر كار مي‌كنند. فقط دو استثناء در اين مورد وجود دارد: يكي مجارستان و ديگري جزيره اروبا در غرب هند.

بيشترين ميزان ساعت كاري، در قسمت‌هاي مركزي و شرقي اروپا در بين زنان و مردان ( بيش از 75 درصد كار‌ بالاتر از 40 ساعت در هفته) وجود دارد.

تعداد ساعات كاري در بسياري از كشورهاي صنعتي از سال 1990 كم شده است . تنها در يونان، ايسلند و سودان تعداد ساعات كار در سال افزايش يافته است. بيشترين ميزان 100 ساعت براي هر نفر _در بلژيك، فرانسه، ايرلند و پرتقال ديده مي‌شود. به طور كلي، از تعداد ساعات كار در هر سال كاسته شده است. اما ساعات كار در اكوادور، مكزيك و پرو به 100 ساعت افزايش يافته است.

 در اقتصاد 8 كشور از 48 مورد گزارش شده، ميزان ساعت كار 2000 ساعت به ازاي هر نفر در سال اخير گزارش شده است. در آسيا ميزان ساعات كاري افراد به نسبت بيشتر بوده است. هر 6 كشوري كه در آنها ميزان ساعت كار زياد مي‌باشد آسيايي هستند:تايلند(2228 ساعت)، مالزي(2244 ساعت)، هنگ كنگ (1178 ساعت)، سري لانكا(2288 ساعت)، بنگلادش(2301 ساعت) و كره(2447 ساعت).

 

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 12:22 |

بازار كار بسيار كنترل شده و هزينه‌‌هاي اجتماعي بسيار بالا در بدست آوردن و يا خاتمه دادن به يك شغل در فرانسه، مانعي بر سر راه رشد اين كشور قلمداد مي‌گردد. نرخ بيكاري در فرانسه حدود 9/9 درصد مي‌باشد كه در مقايسه با كشور ليبرال انگليس و ايالات متحده، كه در آنها استخدام و اخراج نيرو تا حدي راحت‌تر است، بالا ‌مي‌باشد. تحت آخرين تغييراتي كه در قانون كار ايجاد شده ( كه به ورق سفيد مشهور است ) اين اجازه داده شده كه اگر اخراجها باعث شود كه شركت بيشتر رقابت كند، اين كار صورت پذيرد. حتي اگر تجارتخانه‌اي هم‌اكنون خوب عمل كند، به او اين اجازه داده مي‌شود درصورتيكه احساس نمايد آينده او با كم شدن حاشيه‌ها، از دست دادن سود و يا روزهاي خطر نام اقتصادي به خطر مي‌افتد، تقليل نيرو كند. دومين مورد، به وزارتخانه‌ها اين اجازه داده مي‌شود در صورتيكه كارگر به موارد مهم قرارداد عمل نكرد او را اخراج كنند. هردوي اين موارد در انگليس و آمريكا اجرا مي‌شوند.

اما اتحاديه‌هاي فرانسه هنوز هم بر اين امر اعتقاد دارند كه اوضاع بيشتر به نفع رؤساست. قوانين سخت در فرانسه باعث مي‌شود كه اغلب شركت‌ها به دادگاه بروند تا بخاطر شرايط اقتصادي كارگران خود را اخراج نمايند. هزينه نگهداشتن يك كارگر بسيار كمتر از هزينه اخراج او در فرانسه مي‌شود. دولت سوسياليست ( جامعه‌گرا ) پيش‌نويسي را ارائه كرده كه در‌ آن اقداماتي كه آن را « تمارين تجارب انگلوساكسون » مي‌خوانند بيان شده است. در آن به حداقل رساندن هزينه‌‌هاي اضافي، مجبور كردن شركت‌ها به برگزاري كلاس‌هاي آموزشي براي كاركردن در جهت كمك به آنها براي يافتن شغلي ديگر و كمك مالي دادن به قسمت‌هايي كه نمي‌توانند اجزا و قسمت‌هاي از بين رفته خود را ترميم كنند، آمده است. اما در زمانيكه عادت خريد مشتريان هر روز تغيير مي‌كند، بسياري از تجار از بي‌ثباتي قانون استخدام شكايت دارند و مي‌گويند اين قوانين باعث مي‌شود مسئوليت‌پذيري جمعي از بين برود، جلوي رشد را مي‌گيرد و باعث كاهش ايجاد شغل مي‌شود.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 11:47 |



آمار بازديد
آمار بازديد