تبليغاتX
آنچه مدیران باید بدانند

«هدف اصلي از توسعه، بالابردن حق انتخاب انسان‌ها است. در اصل اين انتخاب‌ها مي‌توانند بسيار زياد باشند و يا در طول مدت زمان تغيير كنند. انسانها معمولاً به دستاوردهايي بها مي‌دهند كه سريعاً به دست نمي‌آيند: مثل دسترسي به دانش، تغذيه بهتر و خدمات بهداشتي بهتر، محيط اجتماعي امن، امنيت در برابر جرائم و خشونت‌هاي فيزيكي، لذت بردن از ساعات تعطيل و تفزيحي، آزادي سياسي و فرهنگي و حس مشاركت در اجتماع. هدف توسعه، ايجاد محيطي توانمند براي مردم است تا از يك زندگي خلاق، سالم و طولاني لذت ببرند.»

توسعه انساني چيزي فراتر از افزايش درآمدهاي ملي است. هدف آن ايجاد محيطي است كه مردم بتوانند استعداهاي خود را شكوفا كنند و يك زندگي خلاق و كارآمد مطابق با نيازها و علايق خود ايجاد نمايند. پس توسعه ارتقاء حق انتخاب حق مردم براي ساختن يك زندگي، كه ارزش آن را دارند، مي‌باشد. و از رشد اقتصادي كه تنها ( حتي اگر مهمترين ) راه براي افزايش حق انتخاب مردم مي‌باشد، فراتر است.

نكته اساسي براي افزايش اين حق انتخاب، ايجاد توانائي‌هايي براي انسان‌ها مي‌باشد. مهمترين توانايي انسان‌ها اين است كه يك زندگي سالم داشته باشند، از دانش كافي برخوردار باشند و به منابعي كه براي استانداردهاي زندگي و مشاركت در اجتماع نياز دارند، دسترسي داشته باشند. بدون اين موارد، بسياري از حق انتخاب‌ها و بسياري از فرصت‌ها در زندگي از بين خواهد رفت.

اين نوع نگاه بر روي توسعه زياد جدي نيست. فلسفه‌دانان، اقتصاددانان و سياستمداران، هدف اصلي توسعه را آسايس و رفاه ذكر كرده‌اند. همانطور كه سقراط در يونان قديم گفت: « ثروت، ايده‌آلي نيست كه ما به دنبال آن هستيم، زيرا ثروت را براي رسيدن به چيزهاي ديگر لازم داريم. »

هدف اصلي توسعه انساني، آزادي انسان‌ها است. و اين آزادي براي رسيدن به حقوق و توانائي‌ها، لازم و ضروري مي‌باشد. انسان‌ها بايد در تصميم‌گيري آزاد باشند و در تصميم‌گيري‌هايي كه بر روي زندگي آنها تأثيرگذار است، مشاركت داشته باشند. توسعه انساني و حقوق بشر با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و به آسايش و رفاه و شرافت انسانها كمك مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 15:54 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 13:0 |

اي يگانه! اي بي همتا!

اي شنونده بر سکوت من!

اي آنکه در کائنات بزرگ خود بر انساني همچون من دستور سجده داده‌اي!

اي خدا! اي خداي مهرباني! اي خداي خوبي!

اي خداي ارزن و گندم! اي دهنده نعمت آب!

اي نقاش جهان و فلک! اي زنده کننده جان و روح بيمار من!

اي خالق عقل و کمال! اي خداي بزرگ! اي رحمان! اي رحيم!

تو را قسم به شب پر ستاره، تو را قسم به دل پاره پاره، تو را قسم به شهاب گريزان، تو را قسم به لحظه‌هاي برگ‌ريزان، تو را قسم به نگاه معصوم کودک، تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه‌هاي پر اميد، تو را قسم به اشک توبه، تو را قسم به ستاره‌هاي دل‌انگيز، تو را قسم به دعاي مادر!

چنان ذکرت را بر زبانم جاري کن که حتي در بستر بيماري و در زمان گفتن هر آنچه که نمي‌دانم، فقط نام تو بر زبانم باشد بگذار چنان در روح و افکارم رخنه کني که هيچ تار و پودي از من بدون تو شکوفا نگردد. چنان در درون روحم باش تا هر گام و حرکتي از من بوي خدا بدهد.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:9 |

انسان سه راه دارد:

راه اول از انديشه مي‌گذرد، اين والاترين راه است.

راه دوم از تقليد مي‌گذرد، اين آسان‌ترين راه است.

و راه سوم از تجربه مي‌گذرد، اين تلخ‌ترين راه است.
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:8 |



آمار بازديد
آمار بازديد