تبليغاتX
آنچه مدیران باید بدانند

يكي از رويكردهاي جديد به بازاريابي، بازاريابي انقلابي است. شركت‌‌هايي مانند هارلي ديويدسون (Harley - Davidson) از اين نوع بازاريابي بهره جسته‌اند و به نتايج قابل قبولي دست يافته‌اند.
بسط منابع محدود، ارتباط صميمانه با مشتري و خلق راه‌حل براي ارضاي نيازهاي مشتري از تاكيدات اين رويكرد است. رهنمودهاي ده‌گانهء‌اجراي بازاريابي انقلابي عبارتند از:

  1. مدير عامل ملزم به بر عهده گرفتن مسووليت وظيفهء بازاريابي است. مديران عامل شركت‌هايي كه اين رويكرد را سرلوحهء كار خويش ساخته‌اند، هرگز مسووليت بازاريابي را تفويض نمي‌كنند.
  2. بخش بازاريابي بايد كوچك و تخت شروع به فعاليت كند و كوچك و تخت آن را ادامه دهد: مديران عامل اين نوع شركت‌ها نبايد اجازه دهند لايه‌هاي مديريتي مابين بازار و آن‌ها افزايش يابد.
  3. ايجاد روابط رودر رو با افرادي كه اهميت بيش‌تري براي شركت دارند: بازاريابان انقلابي، مزيت ارتباطات رو در رو و مستقيم را درك كرده‌اند و براي مشتريان وفادار و از طرفي سودآور اهميت بيش‌تري قائلند.
  4. استفادهء هوشيارانه و محتاطانه از تحقيقات بازار: بازاريابان انقلابي، استفاده از فنون ساده و عمومي را در تحقيقات بازار ترجيح مي‌دهند و از استفاده از تحقيقات حساسيت‌زا اجتناب مي‌كنند.
  5. به خدمت گرفتن مبلغان پرشور و حرارت، نه بازاريابان: اين نوع شركت‌ها بازارياب ندارند، مبلغ دارند. مبلغاني كه شركت و هنجارها و ارزش‌هاي آن را از ته‌دل پذيرفته‌اند.
  6. ابراز عشق و احترام نسبت به مشتريان به عنوان اشخاص حقيقي، نه به عنوان داده‌هايي در صفحهء كامپيوتر: بازاريابان انقلابي به مشتريان نگاه ابزاري ندارند و به جنبه‌هاي انساني هم توجه دارند.
  7. ايجاد اجتماعي از مصرف‌كنندگان: بازاريابان انقلابي، مصرف‌كنندگان را تشويق به مدنظر قرار دادن خويش به عنوان يك اجتماع و در نظر گرفتن نام و نشان شركت به عنوان عامل وحدت‌بخش آن‌ها مي‌كنند.
  8. تجديدنظر در آميختهء بازاريابي: بازاريابان انقلابي، قيمت، محصول، توزيع و ترويج خود را در جهت نيل به نيازهاي مشتري بازتعريف مي‌كنند.
  9. احترام به شعور همگاني: به عنوان نمونه، بازاريابان انقلابي توزيع خود را محدود مي‌كنند تا به وسيلهء آن وفاداري و تعهد مشتريان و توزيع‌كنندگان را بيفزايند. (مشتريان و توزيع‌كنندگان، قصد شركت را درك مي‌كنند)
  10. انطباق با نام تجاري: بازاريابان انقلابي نسبت به درستي، صداقت و شرافت نام تجاريشان حساسيت و وسواس دارند.
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 8:27 |
  1. اجرا بزرگ‌ترين مسالهء مطرح نشده در مديريت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترين مانع موفقيت و بيش‌تر ناكامي‌هايي است كه به اشتباه به گردن علل ديگر گذاشته مي‌شود.
  2. شركت‌هايي كه براي كارهاي درست وقف شده‌اند و براي مسووليت‌هاي اجتماعي خود تعهدنامه‌اي دارند كه براساس آن كار كنند سودآورتر از آن‌ها‌يي هستند كه اين كارها را نمي‌كنند.
  3. به جاي پرداختن به برنامهء استراتژيك, به تفكر و ايده‌هاي استراتژيك روي آوريد.
  4. در بازاريابي نوين (بازارداني) به جاي داشتن سبد محصولات بايد به داشتن سبد مشتريان توجه داشت.
  5. رمز برد و پيروزي روشن است: «بكوشيم تا در يك زمينه دوبار بازنده نشويم
  6. انسان در بازي گاهي مي‌برد و گاهي چيز ياد مي‌گيرد.
  7. هنر بازاريابي امروز< ,فروش يخچاي به اسكيمو نيست,> بلكه اسكيمو را به عنوان يك مشتري خشنود همواره در كنار داشتن است.
  8. مشتريان زبان گويايي دارند, اگر بي‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشي شنوا داشته باشيم مي‌توان از ايشان چيزهاي زيادي ياد گرفت.
  9. مسير ناهموار تحوي بايد به‌كوشش خود مدير پيموده شود, زيرا تحوي چيزي نيست كه مدير فرمان دهد و ديگران اجرا كنند.
  10. به جاي شغل, در پي مشتري باشيد, اگر انسان بتواند محصولي عرضه كند كه خواهان داشته باشد, از بيكاري نجات‌يافته است.
  11. دنيا را دوگونه مي‌توان تغيير داد: <با قلم (كاربست انديشه) و با شمشير (كاربست زور)
  12. مي‌توان مدير مردم نبود ولي آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمي‌توان آن‌ها را مديريت كرد.
  13. مديريت يعني هنر جلب پيروي داوطلبانهء ديگران.
  14. موفقيت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شكست مي‌شود.
  15. براي پيروزي ابليس, كافي است آدم‌هاي خوب دست روي دست بگذارند.
  16. هزينهء به دست آوردن يك مشتري تازه, حداقل پنج برابر هزينهء خشنود نگه‌داشتن مشتريان كنوني است.
  17. هر كس مي‌تواند سررشتهء كار خويش را به دست گرفته و آن را به مسير دلخواه ببرد.
  18. مديريت هنر گوش دادن به ديگران است. چنانچه به سخنان كسي خوب گوش فراندهيد, نمي‌توانيد درون او را بشناسيد.
  19. توان يادگيري و به كار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترين امتياز رقابتي را در اختيار سازمان مي‌گذارد.
  20. اولين روش برآورد هوش يك فرمانروا اين است كه به آن‌هايي كه در اطرافش گرد آمده‌اند بنگريم.
  21. اگر بتوانيد همهء كاركنان يك سازمان را به سوي يك هدف مشترك بسيج كنيد, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقيبي, در هر زماني موفق خواهيد شد.
  22. بيش‌تر انسان‌ها ترجيح مي‌دهند بميرند اما فكر نكنند, خيلي‌ها هم فكر كردن را بر مرگ ترجيح مي‌دهند.
  23. مدير عامل آگاه كسي است كه به جاي رويين‌تن شدن, به همكاران خود اعتماد كند.
  24. تمايز يك محصوي بايد در راستاي ذهنيت مصرف‌كننده صورت گيرد, نه مخالف آن.
  25. در طوي تاريخ بيش‌تر كاميابي در دست‌يابي به منابع طبيعي مانند زمين, طلا و نفت بوده است, اما اكنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است.
  26. در بيش‌تر موارد, كشورهاي فقير از نظر دارايي‌ها ثروتمند اما از نظر سرمايه فقيرند, دارايي را نمي‌توان تبديل به سرمايه كرد مگر آن كه قانون حاكم باشد.
  27. آن‌هايي كه از جاي خود مي‌جنبند, گاهي مي‌بازند و آن‌هايي كه نمي‌جنبند, هميشه مي‌بازند.
  28. اگر همه چيز مهم باشد, پس بدان كه هيچ چيز مهم نيست.
  29. مديران پيروزمند دنياي امروز, رمز پيروزي سازمان خود را بهره‌مندي از انسان‌ها فرهيخته مي‌دانند.
  30. حداكثر شادي و خشنودي انسان‌ها زماني به دست مي‌آيد كه در شغل هم‌راستا با شخصيت (هوشمندي) خود, به كار گمارده شوند.
  31. نقش مدير اين است كه به درون فرد نفوذ كند و هوشمندي بي‌همتاي او را كشف كند و به عملكرد تبديل نمايد.
  32. مديران برجسته نه تنها تفاوت كاركنان را مي‌پذيرند, بلكه بر اين تفاوت‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كنند. شاگرد تنبل, احمق يا ضعيف وجود ندارد,
  33. تنها چيزي كه وجود دارد معلم خوب يا ضعيف است.
  34. زندگي ارزشمندتر از آن است كه تنها به اميد فرارسيدن دوران بازنشستگي كار كنيم.
  35. نه پيروزي پايدار است و نه شكست مرگ‌آور.
  36. به كاركنانتان بگوييد هيچ‌گاه اجازه ندهند قرباني واقع شوند; اما اگر چنين احساسي دارند بهتر است بروند جاي ديگري كاركنند.
  37. صداي كردار, از صداي گفتار بلندتر است.
  38. هرگاه در بازي شطرنج در حاي باختن هستم, به طور پيوسته از جاي خود بلند شده و سعي مي‌كنم صفحه را از پشت سر رقيبم نگاه كنم, آن گاه به حركت‌هاي احمقانه‌اي كه انجام داده‌ام پي مي‌برم.
  39. دانستن كافي نيست, بايد اقدام كرد. خواستن كافي نيست, بايد كاري كرد.
  40. اگر مي‌خواهيد دليل خوب كار نكردن كاركنانتان را بدانيد, كنار آينه برويد و دزدانه بدان نگاه كنيد.
  41. جلسه‌اي كه خوب اداره نشود, حاصلي جز اتلاف زمان ندارد.
  42. بهترين راه پيش‌بيني آينده, ساختن آن است.
  43. يك مشتري خشنود, رضايتش را به سه نفر مي‌گويد, اما يك مشتري ناخشنود 20 نفر را باخبر مي‌كند.
  44. كسي را سرزنش نكنيد, به جاي بحث دربارهء اين‌كه چه كسي باعث وقفه در پيشرفت است, در مورد اين‌كه چه چيز مانع پيشرفت است بحث كنيد.
  45. زماني دست از كار بكشيد كه كار شما انجام شده باشد, نه آنگاه كه خسته شده‌ايد
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 8:10 |



آمار بازديد
آمار بازديد