<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آنچه مدیران باید بدانند</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/</link>
<description>مديريت يعني كاركردن از طريق ديگران با هنر انجام دادن كارها از طريق آنان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 02 Nov 2009 11:07:54 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شاخص اقتصادی </title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-277.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاخص اقتصادی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاه عباس از وزیر خود پرسید:&quot;امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وزیر گفت:&quot;الحمدالله به گونه‌ای است که تمام پینه‌دوزان توانستند به زیارت کعبه بروند!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاه عباس گفت:&quot;نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می‌بایست کفاشان به مکه می‌رفتند نه پینه‌دوزان، چون مردم نمی‌توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می‌پردازند، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تحلیل حکایت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-  یک شاخص مناسب می‌تواند در عین سادگی بیانگر وضعیت کل سازمان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- در تحلیل شاخص باید جنبه‌های مختلف را بررسی نمود. گاهی بهبود ناگهانی یک شاخص بیانگر رشدهای سرطانی و ناموزون سیستم است.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 11:07:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=277</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-277.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدير بحران و هفت نكته كليدي</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-276.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدير بحران و هفت نكته كليدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اتفاقات و حوادث روي مي‌دهند و ما نمي‌توانيم مانع وقوع آنها شويم ولي با بكارگيري روش‌هاي مديريت بحران، مي‌توانيم فشار ناشي از وقوع آنها را كاهش دهيم. در همين رابطه، در متون مربوط به مديريت بحران، نكات مختلفي مطرح شده است كه هفت نكته كليدي زير در همين خصوص مي‌باشند :&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;مسئوليت‌پذير باشيم و اگر مقصر هستيم به تقصير خود اعتراف كنيم. 
&lt;LI&gt;هر مسئله‌اي لزوما” بحراني نيست، تفاوت بين بحران و تبليغات منفي را تشخيص دهيم. 
&lt;LI&gt;با مطالعه، مشورت و تفكر قبلي به ديگران پاسخ دهيم. 
&lt;LI&gt;با رسانه‌ها دوستانه برخورد نمائيم نه خصمانه . 
&lt;LI&gt;با نشان دادن ناراحتي خود به ديگران، با آنها همدردي و همدلي نمائيم. 
&lt;LI&gt;٢٤ ساعت بعد از بحران را جدي بگيريم زيرا در اين ٢٤ ساعت، شهرت و منافع آتي يك سازمان از بين مي‌رود يا احياء مي‌شود. 
&lt;LI&gt;برنامه مديريت بحران را بر پايه حسن شهرت و منافع سازمان طراحي كنيم.&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 05:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=276</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-276.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معجزة ” نه “ گفتن</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-275.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معجزة ” نه “ گفتن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتن ” نه“ خيلي مشكل است ولي جريمة نگفتن ” نه“ خيلي بيشتر است. اگر به هر درخواستي پاسخ مثبت دهيد، به سرعت منابع خود، شامل منابع مالي، زمان و غيره را از دست مي‌دهيد. بعلاوه، دچار استرس، خستگي، فشاركاري و مواجه با ضرب‌الاجل‌هاي زماني نادرست نيز مي‌شويد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پاسخ رد به در خواست‌هاي نابجا فوايد پنهاني را نيز بدنبال دارد. براي مثال پاسخ رد به مشتريان جديد به هنگام رونق يك فعاليت، تمركز تلاش‌ها براي كسب رضايت مشتريان موجود، را بدنبال دارد.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 05:42:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=275</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-275.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه به حرفهاي ديگران گوش كنيم</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-274.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چگونه به حرفهاي ديگران گوش كنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هنگام صحبت با ديگري به او فرصت دهيد تا همه نظرها و عقايدش را ابراز دارد. هيچ كلامي بر زبان نياوريد كه مبادا رشته سخنش قطع شود. در تمام مدت صحبت چشم از گوينده برنگيريد و در صورت لزوم نيز از او توضيح بخواهيد و خلاصه با رفتار درست خود به او احساس احترام بيشتري ببخشيد. بدين ترتيب، او هرگز شكوه نخواهد كرد كه حرفهاي زيادي براي گفتن داشتم اما مانع بيان آنها شد. شرايطي فراهم سازيد كه مخاطبتان همواره خود را داناتر و آگاهتر از شما حس كند و اگر در ذكر مطلبي اشتباهي مرتكب شد، او را با منطق خود درهم نكوبيد بلكه صبور باشيد تا بر ارزش و اعتبارش لطمه‌اي وارد نشود و تمام اين كارها را با صداقت، ايمان و حسن‌نيت انجام دهيد و بدانيد كه ملاحظه‌كاريهاي ظاهري تأثير مثبتي بر طرف مقابل نخواهد گذاشت. اگر ضمن بيان مطلبي احساس كرديد كه اظهارنظر صريح و قاطعانه در مورد اشتباهاتش  جايز نيست و احياناً موجب رنجش او مي‌شود، بطور غير مستقيم و نيز بسيار مودبانه با طرح يكي دو سوال پيرامون موضوع مورد بحث، او را به تفكر واداريد و فرصت كافي براي انديشيدن در اختيارش قرار دهيد.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 07:49:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=274</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-274.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا با منتظر ماندن، فرصت‌هاي خود را از دست مي‌دهيد؟</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-273.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيا با منتظر ماندن، فرصت‌هاي خود را از دست مي‌دهيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطمئن باشيد كه همگي شما روياهايي در زندگي خود داريد. شايد مي‌خواهيد شغل مستقلي راه‌اندازي كنيد. يا به دانشگاه برويد و تحصيل كنيد تا بتوانيد شغلتان را عوض نماييد. شايد مي‌خواهيد نمايش‌نامه‌اي بنويسيد و با تمام وجود اين اميال و آرزوها را در خود احساس مي‌كنيد و در شوق رسيدن به آنها مي‌سوزيد. اما حقيقت دردناك آن است كه هنوز كاري براي رسيدن به آن صورت نداده‌ايد. اغلب افراد صبر مي‌كنند تا اعتماد به نفس كافي در خود احساس نمايند و سپس پروژه‌اي را شروع كنند يا به دنبال يكي از روياهايشان بروند و بدين ترتيب مرتكب اشتباه بزرگي مي‌شوند. چنانچه بخواهيد صبر كنيد تا اعتماد به نفس كافي براي تعقيب روياهايتان به دست آوريد ممكن است مجبور باشيد تا ابد صبر كنيد. هر چه بيشتر منتظر تعقيب روياهايتان بمانيد اعتماد به نفس خود را بيشتر از دست خواهيد داد و در عوض بر ترس‌ها و نگراني‌هاي شما افزوده خواهد شد. اين ترس كه شايد هرگز به خواسته‌ها و آرزوهايتان نرسيد. به اينگونه ممكن است فرصت‌هاي خود را از دست بدهيد بي آنكه حتي متوجه باشيد. هر چه انجام دادن كاري را به تعويق بيندازيد، حال چه اين كارها شخصي و چه شغلي باشند، بيشتر از حركت محروم مي‌شويد. و هر چه بي‌تحرك و منفعل‌تر باشيد بيشتر ترس به شما چيره مي‌شود و از اعتماد به نفس‌تان كاسته خواهد شد. &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 07:48:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=273</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-273.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا می‌دانید چرا لباس فارغ‌التحصیلی توی کل جهان این شکلیه؟ </title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-272.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيا می‌دانید چرا لباس فارغ‌التحصیلی توی کل جهان این شکلیه؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.ImageCave.com/soheilabedi/soheil-abedi/danesh.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یك نمونه دیگر از ارزش‌های ایرانی كه خود ما آنرا نمی‌شناسیم ردای فارغ‌التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده‌اید وقتی یك دانشجو در دانشگاه‌های خارج می‌خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می‌كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می‌گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می‌خواند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هنگامی كه از ما سوال می‌شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی می‌دهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می‌كنید می گویند ما به احترام «آوی سنت» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می‌پوشیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه می‌پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می‌كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی‌ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می‌كردیم و به دوش می‌انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می‌گذارند، ولی ما خودمان نمی‌دانیم.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 03:54:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=272</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-272.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بياموزيم كه:</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-271.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بياموزيم كه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با احمق بحث و جدل نكنيم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي‌آيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي‌كند، ترجيح دهيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ((از دست دادن)) نهراسيم كه ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيشتر را بر كمتر ترجيح ندهيم كه قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبكباري است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كمتر سخن بگوييم كه بزرگي ما در حرفهايي است كه براي نهفتن داريم نه براي گفتن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از سرعت خود بكاهيم، كه آنان كه سريعتر مي‌دوند، فرصت انديشيدن به خود را نمي‌دهند و زودتر خسته مي‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري اسير نشويم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از كودكان بياموزيم، پيش از آنكه بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت.....&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 01:50:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=271</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-271.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعضي وقتها ساده‌ترين جواب کنار دستمون ولي اينقدر به دور دست‌ها نگاه مي‌کنيم که آن را نمي‌بينيم</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-270.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعضي وقتها ساده‌ترين جواب کنار دستمون ولي اينقدر به دور دست‌ها نگاه مي‌کنيم که آن را نمي‌بينيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نيمه‌هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واتسون گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ميليونها ستاره مي بينم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هلمز گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چه نتيجه مي‌گيري؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واتسون گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از لحاظ روحاني نتيجه مي‌گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از لحاظ ستاره‌شناسي نتيجه مي‌گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از لحاظ فيزيكي، نتيجه مي‌گيريم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شرلوك هولمز قدري فكر كرد و گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اينست كه چادر ما را دزديده اند!&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 14:02:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=270</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-270.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز موفقیت از زبان سقراط</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-269.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راز موفقیت از زبان سقراط&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سقراط به او گفت: فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفقیت را به تو بگویم. صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سقراط از او خواست که دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نامیدانه تلاش کرد خود را رها کند، اما سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد. همین که به روی آب آمد، اولین کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید زیر آب چه چیزی را بیش از همه مشتاق بودی؟ گفت: هوا  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سقراط گفت: هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد .&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 12:31:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=269</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-269.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از تيم خود يك برنده بسازيد</title>
<link>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-268.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از تيم خود يك برنده بسازيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پنج ايده اصلي براي تشكيل تيم برنده بايد لحاظ شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;1- تنها دستور رييس كافي نيست؛ &lt;/B&gt;همه اعضاي تيم بايد فلسفه تشكيل تيم و مأموريت آن را درك كنند و همراه شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2&lt;B&gt;- برابري در فداكاري كردن؛&lt;/B&gt; وقتي مي‌توانيد انتظار داشته باشيد كه اعضاي تيم دو قدم بردارند كه خود سه قدم برداشته باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3&lt;B&gt;- كنار آمدن با كارمندان؛&lt;/B&gt; با داشتن احساس خوب در مورد خود، احساس خوبي نيز در خصوص ديگران خواهيد داشت. به حرف آنها گوش كنيد و همراه و ياورشان باشد و از كارهاي خوبشان قدرداني كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4&lt;B&gt;- خود را به جاي ديگران بگذاريد؛&lt;/B&gt; هر عضوي از تيم مسائل و مشكلات خود را دارد. مشكلات اعضاي تيم را از زاويه ديد خودشان بنگريد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5&lt;B&gt;- درست ارتباط برقرار كنيد؛&lt;/B&gt; در استفاده از چشم و گوش و انگشت و ... خست بهخرج ندهيد و صميمانه با كارمندانتان رابطه برقرار كنيد&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 07:07:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soheil-abedi&amp;postid=268</comments>
<dc:creator>soheil-abedi</dc:creator>
<guid>http://soheil-abedi.blogfa.com/post-268.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
